مجموع : 0 تومان
محصولی انتخاب نشده است

تبلیغات

نماد اعتماد

اصطلاحات رایج خروس بازان و لاری بازان

امتیاز کاربران :
10 / 10
از 1 کاربر

اصطلاحات رایج خروس بازان که در بیشتر محافل استفاده می شود.

لالکی: خروسی که زیر گلویش گوشواره دارد را لالکی گویند.

کج تاج: به نوعی از تاج خروس که بلند و به یک طرف خم شده کج تاج گویند.

ابرش: خروسی با دو رنگ زرد و قرمز مخلوط شده را ابرش می گویند.

چیل: خروسی را که دارای دو رنگ باشد چیل گویند.

صابونی: معمولا خروس سیاهی که پشتش به رنگ طلایی و یا سفید باشد، صابونی گویند.

خسک: خروسی با تاج شبیه تاج خروس محلی، با گوشواره ولی جنگجو.

سیندی: خروس خار زن از نژادی تقریبا پاکستانی که دمی بلند و شاخه شاخه و رو به زمین دارد.

دنگ یا دانگ: بلندی پهنای خروس رو می گویند که معیار سنجش آن 6 دونگ می باشد.

دو دم بالا: حالتی است که خروس هنگام جنگیدن از دو طرف سر خود را بالا نگه می دارد.

یوغ گیر: خروسی که در مبارزه کردن، گردن خود را در گردن حریف می پیچاند و با فشار جثه اش حریف خود را به زیر می آورد.

شگرد: به انواع جنگیدن حیوان مانند یوغ و زیر چرخ وکوله رو و رخ جنگ می گویند.

رخ جنگ: خروسی که درست روبروی دشمن می ایستد و با نوک، دهن حریف را می گیرد و کاری به شگردها ندارد ولی رخ گرفتن یعنی ناحیه زیر گلوی حریف را بگیرد و مستقیم از جلو بزند.

کوله رو: خروسی که با فاصله یک وجب یا بیشتر از حریف می ایستد و در موقع مناسب به حریف ضربه می زند.

پس کاسه زن: حیوانی که عادت دارد خارش را در پشت سر حریف وارد کند.

کری شدن: حالتی که به واسطه ضربه پای قوی یا وارد شدن خار به گوش، چشم یا اعصاب سر و گردن، حیوان به آن دچار می شود که باعث گیج شدن و تلوتلو و زمین خوردن حیوان می شود.

لول یا نول: نوک خروس را گویند. لول رفتن یعنی پریدن نصف یا تمام نوک خروس که اکثرا نوک بالایی می باشد.

خاربند: پارچه های مناسب بریده شده برای بستن خارک خروس جهت کسو یا جنگ آزمایشی است.

لک یا تولک: فصل پرریزی حیوان را گویند.

تخت کردن: به مرحله خشک شدن و بلند شدن پرها و پایان پر ریزی گویند.

کسو: جنگ آزمایشی برای محک زدن خروس.

گرو: شرط بندی در مسابقات جنگ خروس را گویند.خروسی را گرو شده گویند که برای میدان آماده و شرط، مبلغ، مکان و زمانش مشخص شده است.

میدان: مرحله پایان زمان گرو و انجام بازی است.

آبگیر: شخص مربی و اداره کننده حیوان در زمان میدان و مسابقه را می گویند.

آب: زمانی که یکی از دو طرف احساس کند که حیوانش به استراحت نیاز دارد و یا ضربه یا خار مهلکی خورده و نیاز به احیا دارد استراحت می گیرد که به آن آب گویند.

پرگیری: زمان تقریبا 30 ثانیه ای برای بلند کردن خروس در میدان که مثلا دو حیوان به گوشه و آخر زمین رسیده اند و باید به وسط آورده شوند و یا دهانشان پُر از پر است و باید تمیز شود را پرگیری گویند.

بی دست: ضربه ای قوی که برخی خروس ها بدون گرفتن نوک و از دور و به قصد صورت و چشم به صورت حریف می زنند.

دست کش: جزو مراحل آماده سازی می باشد که باعث هیکلی شدن و اهلی شدن حیوان می شود.

تاپکی: جزو مراحل آماده سازی است که به آن پراندن یا انداختن نیز می گویند.

سر دادن: حیوانی که سر خود را پایین می گیرد و باعث می شود حریف از پشت مرتب سر حیوان را بگیرد و به او صدمه بزند.

سر گرفتن: اگر خروسی با خروس دیگر مبارزه نکند و بترسد می گویند سر نمیگیرد.

چوب زن: حیوانی که خارزن نیست و فقط با ضربات محکم پا به حریف ضربه می زند.

غار شدن یا مرغ شدن یا کاکل انداختن: حیوانی که در مبارزه یا بدون مبارزه تسلیم شده و بلافاصله قبل از فرار موهای پس سرش سیخ می شود و سپس شروع به جیغ زدن و فرار می کند.

رفتن: فرار کردن.

خسارت: زمانی که پس از مشخص شدن گرو و در طول زمان تا قبل از روز بازی احساس شود که نمی توان بازی را برد مبلغ مشخصی به حریف می دهند و از بازی کناره می گیرند.

تمام تاوان: پس از مشخص شدن شکست کامل در بازی صاحب خروس باید تمام مبلغ شرط را بپردازد که به آن تاوان گویند.

چارک و نصف تاوان: وقتی هنوز حیوان شکست نخورده است ولی می داند که بازنده میدان است.قبل از نابودی کامل خروس، شکست را قبول می کند. بسته به میزان برتری حریف از یک چهارم تا نصف پول را پرداخت می کند.

سردویی یا بالادویی: این بخش مربوط به تماشاچیان بازی است که در زمان بازی مبلغی را روی یک حیوان خاص اعلام می کنند.و اگر از گروه حریف کسی خواست جواب بدهد می گوید درست است.

قلم: منظور همان پا و ساق حیوان است.

خار زن: به خروسی می گویند که با خارهایش به حریف آسیب می زند و مانند سوزن خارهایش را به بدن حریف فرو می کند.به نظر برخی افراد، خروس خار زن اکثرا دارای قلم ها و خارهای نازک می باشند که زود هم می شکنند.

چوب زن: به خروسی می گویند که فقط با دو قلم خود (ساق پا) حریف مقابل را هدف می گیرد و ضربه می زند.( کف پا و بغل قلم پاهای خود را به سر و صورت حریف می زند).به نظر برخی از افراد خروس چوب زن دارای قلم های کلفت و خارهای کلفت می باشند.

بد چوب: خروسی را می گویند که بد لگد است.

میدان زده: خروسی را که در میدان مسابقه پیروز شده گویند.

دو دم یوغ: حالتی است که در آن خروس با گردن و بدن طوری به خروس مقابل فشار می آورد که حریف خسته و اسیر می شود.

بغل زن: به خروسی گویند که با حریفش صورت به صورت نشود و با نیم دور چرخیدن، بغل حریف (مخصوصا ناحیه گوش) را گرفته و به پشت سر حیوان و زیر فک حریف ضربه بزند.

بد قهر: به خروسی گویند اگر در مبارزه ضربه بدی بخورد حتما باید تلافی کند.

فریک: جوجه مرغ

نحوه اندازه گیری قد خروس: قد خروس را در حالت ایستاده و راست معمولا کنار دیوار و یا با متر اندازه می گیرند.مثلا 5 دانگ و 6 دانگ و غیره.

مهر زدن: به خروسی گویند که در مبارزه فقط خار می زند و معمولا هم به چشم و سر حریف ضربه می زند.

میدان قدری: وقتی می خواهند خروسی را با خروس دیگر وارد جنگ کنند باید توجه شود که از نظر قد و هیکل یکی باشند.

تخت کردن: خروسی که سالم و سر حال است می توان آن را برای مسابقه آماده کرد رو تخت کردن می گویند.یعنی حیوان نه مریض است و نه تولک (پرریزی) دارد.

کلاف زدن: ضربه با پا زیر چانه حریف در حالیکه با نوک زیر گلو گرفته شده باشد که می تواند منجر به شکستن فک یا قطع زبان شود.

 

اگر صطلاحات رایج دیگری میشناسید در قسمت نظرات اعلام کنید تا این مقاله را تکمیل تر کنیم.

ارسال نظر

عنوان نظر :
نام شما :
ایمیل :